تبلیغات
گلبرگ - بیانات در دیدار كارگزاران نظام
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما درباره عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گلبرگ




چهارم رمضان المبارك ۱۴۳۳

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للّه‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللّه‌ فى الأرضین.

خوشامد عرض میكنیم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز، مسئولان مكرم و معزز دستگاه‌هاى گوناگون كشور؛ تشكر میكنیم از آقاى رئیس جمهور محترم، به خاطر گزارش خوبى كه در اختیار همه‌ى ما قرار دادند....

آنچه كه من در آغاز عرایضم عرض میكنم، تحریض و تحریض بر اغتنام فرصت این روزها و شبهاست. ما احتیاج داریم به این كه از این ساعات، از این روزها و شبهاى پربركت حداكثر بهره را ببریم؛ با تقویت رابطه‌ى قلبى خودمان با عالم معنا، با عالم غیب، با ابتهال و تضرع و خشوع در مقابل رب‌الارباب، و با استحكام پیوند ولایت خودمان با اهل بیت (علیهم‌السّلام) و این خاندان مكرم. این اساس همه‌ى كارهاى نیكى است كه میتواند از یك انسان مؤمن و كوشنده‌ى در راه حق سر بزند.

اگر از این ساعات استفاده نكردیم، از این فرصت استفاده نكردیم، روزى براى ما مایه‌ى حسرت خواهد شد؛ «و انذرهم یوم الحسرة اذ قضى الأمر و هم فى غفلة و هم لا یؤمنون».(۱) در میانه‌ى غفلت و ناباورى، این فرصتها از دست میرود و در آن روزى كه هر ساعت ما، هر دقیقه‌ى ما، هر حركت ما، هر كلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست، این غفلت مایه‌ى حسرت خواهد شد. آنگاه وقت هم دیگر گذشته است؛ «اذ قضى الأمر». كار از كار گذشته است؛ آن روزى كه ما متوجه بشویم، ملتفت بشویم.

مرحوم آقاى میرزا جواد آقاى ملكى (رضوان اللّه‌ علیه) در كتاب شریف «مراقبات»شان یك جمله‌اى به مناسبت ساعت لیلةالقدر دارند، كه من یادداشت كردم. البته این مربوط به همیشه است، اما ایشان به این مناسبت فرموده‌اند. «فاعلم یقینا انّك ان غفلت عن مثل هذه الكرامة و ضیّعتها باهمالك»،؛ اگر غفلت كنیم، این فرصتها را تضییع كنیم، از دست بدهیم، بعد: «و رأیت یوم القیامة ما نال منها المجتهدون». وقتى روز قیامت میشود و اعمال انسانها را حاضر میكنند و صورت ملكوتى اعمال ما در آنجا حضور مى‌یابد، شما نگاه میكنید، مى‌بینید همین عملى كه میتوانستید انجام بدهید و ندادید، این كلمه‌ى حرفى كه میشد بزنید كه در آن خیر مردمى بود و نزدید، این قدمى كه میشد بردارید كه كسان مستحقى از آن منتفع میشدند و برنداشتید، این كار كوچك، به وسیله‌ى كسانى انجام شده است؛ عده‌اى تلاش كردند، جد و جهد كردند و چه ثواب عظیمى خداى متعال آن روز به آنها میدهد. ما در آن روز از آن ثواب محرومیم. وقتى انسان مشاهده میكند دیگرى كه این عمل را انجام داد، این كار خیر را انجام داد، این قدم را برداشت، این عمل عبادى را انجام داد، به چه دستاورد عظیمى در آن روزى كه همه محتاجند، دست پیدا كرده است، ایشان میفرمایند: «ابتلیت بحسرة یوم الحسرة»؛ اینجاست كه انسان دچار حسرت میشود؛ چه حسرتى! كه اى كاش این كار را من انجام داده بودم، این قدم را برمیداشتم، این حرف را زده بودم، این كار را یا این حرف را ترك میكردم. بعد ایشان میفرمایند كه حسرتِ «یوم الحسرة» مثل حسرتهاى معمولى نیست. انسان در دنیا هم گاهى اگر یك كارى را بكند، دستاوردى خواهد داشت؛ نمیكند، بعد دچار حسرت و ندامت میشود. اما این كجا و آن كجا؟ ایشان میفرمایند: «الّتى تصغر عندها نار الجحیم و العذاب الألیم»؛ این حسرت آنقدر سخت است، آنقدر دردآور است كه در مقابل آن، آتش جهنم كوچك است. به تعبیرى، حسرت مثل سرب گداخته در درون انسان سرازیر میشود. «فتنادى فى ذلك الیوم مع الخاسرین النّادمین یا حسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه‌»، بعد «و لا ینفعك النّدم»؛ آن روز دیگر پشیمانى هم فایده‌اى ندارد.
KHAMENEI.IR
امروز شما از نعمت زندگى برخوردارید، بسیارى‌تان از نعمت جوانى برخوردارید، بحمداللّه‌ همه‌تان یا اغلبتان از نشاط و توانائى جسمى و فكرى برخوردارید، میتوانید كار كنید، میتوانید از این ساعات خوش بهره ببرید؛ از این شبها، این دعاها، این مناجاتها، این شب‌زنده‌دارى‌ها، این نوافل. گاهى یك كار كوچك آنچنان اجر عظیمى دارد كه انسان در این نشئه و در لابه‌لاى چهارچوبهاى مادى كه قرار دارد، باورش نمى‌آید - «و هم لا یؤمنون»(۲) - اما هست. خب، این یك فرصت، كه فرصت ماه رمضان است؛ آن هم یك فرصت، كه فرصت خدمت است. امروز شما مسئولیت دارید، فرصت خدمت دارید، مدیریت دارید، میتوانید كار كنید؛ از این فرصت حداكثر استفاده را باید كرد. از ساعات و آنات و امكانات گوناگون كه در اختیار شماست، استفاده كنید. هر حركتى در این نظام اسلامى، در این كشور اسلامى و الهى كه خدمتى براى پیشرفت كشور باشد، از لحاظ معنوى، از لحاظ مادى، اجرهائى دارد كه انسان اگر در روز قیامت ببیند كه كسانى برخوردارند و او محروم است، دچار یك چنین حسرتى خواهد شد. این حالا عرض ما، كه به نظر من بخش اصلى و مهم عرایض امروز ما هم همین است. من خودم بیش از شما احتیاج دارم به این كه به این نصیحت و توصیه عمل كنم. ان‌شاءاللّه‌ خداوند متعال به همه‌ى ما این توفیق را بدهد.

آنچه كه من امروز آماده كرده‌ام عرض بكنم، این است كه توانائى و ظرفیت ملت ایران در حفظ انقلاب و پاسدارى انقلاب عظمت و اهمیتى دارد كه شاید بشود گفت از اهمیت خود اصل انقلاب كمتر نیست. ملت ایران در طول این سى‌وسه سال توانست این دستاورد عظیم را با كیفیت بالا حفظ كند. شما به این انقلابهائى كه در این یك سال و نیم اخیر در منطقه اتفاق افتاده است، نگاه كنید. شما كه به طور مجموعى نگاه میكنید، میتوانید قضاوت كنید كه این انقلابها در جهت درست حركت میكند یا نمیكند. دشمنان، مستكبرین، به طور مشخص رژیم صهیونیستى، دولت آمریكا، دولتهاى غربى، دارند تلاشهائى میكنند براى اینكه بر این انقلابها سوار شوند و آنها را منحرف كنند. شما ببینید اینها دچار چه چالشهاى بزرگى هستند.

با توجه به این چالشها انسان میفهمد چه كار بزرگى در كشور ما انجام گرفته است كه این انقلاب در جهت درست به سمت آرمانها راه خودش را حفظ كرده است؛ از ریل ارزشها و آرمانها بیرون نیفتاده است و حركت خود را به جلو ادامه داده است. این در حالى است كه چالشها و تهدیدها هم روند فزاینده‌اى داشته. از روز اول، تهدیدهائى كه انقلاب و كشور با آنها مواجه بوده، دائماً پیچیده‌تر شده؛ هم ترور بود، هم شورشهاى قومى بود، هم جنگ بود، هم تحریم بود، هم محاصره بود. هرچه جلوتر آمدیم، تهدیدها را پیچیده‌تر كردند؛ دشمنان و مخالفین نظام، سردمدارى كردند. ماجراهاى تیر سال 78، ماجراهاى سال 88 ، همه انواع و اقسام تهدیدهائى است كه این انقلاب و این كشور و این ملت با آنها مواجه بود. این ملت از همه‌ى اینها عبور كرد و با استحكام در راه خودش دارد پیش میرود. اینها چیزهائى است كه ما امروز و همیشه نیاز داریم كه آنها را مورد نظر قرار بدهیم؛ ما را كمك خواهد كرد در پیمودن راههاى دشوار، گذشتن از پیچهاى تند و گردنه‌هاى سخت.

چیزى كه در این حركتِ سى‌وسه ساله انسان مشاهده میكند، درسى كه انقلاب داد و امام بزرگوار باقى گذاشت، این است كه در این حركت سى و سه ساله، آرمانها و آرزوهاى عظیمى كه اسلام آنها را به ما القاء میكند و تعلیم میدهد، از نظر دور نماند؛ در عین حال واقعیتهاى موجود جامعه و جهان هم مورد توجه قرار گرفت؛ این كمك كرد به این كه این حركت بتواند ادامه پیدا كند؛ یعنى تركیب آرمان‌خواهى و آرمان‌گرائى با واقع‌بینى. یك حرفى را سر زبانها انداختند، درباره‌اش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و كنار میشنود كه ملاحظه‌ى واقعیتهاى جامعه و جهان، با آرمان‌گرائى نمیسازد. آرمان‌گرائى را اشتباه كردند با رؤیاگرائى. آنچه كه ما میخواهیم دنبال كنیم و اصرار بر آن داریم، این است كه واقع‌بینى، مشاهده‌ى واقعیات جامعه و جهان، با آرمان‌گرائى و تعقیب آرمانها و آرزوهاى بزرگ ملت ایران هیچگونه تنافى و تعارضى ندارد. اگر ما توانستیم آرمان‌گرائى را با واقع‌بینى و واقع‌گرائى همراه كنیم، ترجمه‌ى عملیاتى‌اش میشود اینكه ما تدبیر را با مجاهدت تركیب كنیم؛ هم مجاهدت كنیم و مجاهدانه حركت كنیم، هم این حركت مجاهدانه در یك چهارچوب تدبیرشده‌اى قرار بگیرد؛ كه این، آگاهى عمومى، آگاهى دست‌اندركاران، همراهى دلها و زبانها در همه‌ى عرصه‌ها را میطلبد.

بعضى وانمود میكنند كه آرمان‌گرائى با واقع‌بینى نمیسازد؛ این را ما بشدت رد میكنیم. بسیارى از آرمانهاى جامعه‌ى ما و مطالبه‌ى آنها جزو واقعیتهاى جامعه است. مردم مایلند عزت ملى داشته باشند، مردم مایلند زندگى ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور اداره‌ى كشور و مدیریت كشور سهیم باشند - یعنى مردم‌سالارى - مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسى و اقتصادى داشته باشند؛ اینها خواسته‌هاى عمومى مردم است. این خواسته‌ها، واقعیتهاى جامعه است؛ این واقعیتها دقیقاً در جهت آرمان‌خواهى است؛ اینها كه مسائل تحلیلى و ذهنى نیست، اینها كه موهومات نیست، اینها كه ذهنیات نیست؛ اینها واقعیاتى است كه در جامعه وجود دارد. یك جامعه‌ى زنده و مؤمن دنبال این چیزهاست؛ میخواهد عزت ملى داشته باشد، میخواهد استقلال داشته باشد، میخواهد پیشرفت داشته باشد، میخواهد آبروى بین‌المللى داشته باشد؛ اینها خواسته‌هائى است كه مردم دارند؛ اینها در جهت آرمانهاست؛ و این خواستن، جزو واقعیتهاى قطعى جامعه است. بنابراین واقعیات میتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذكر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ى سازوكارهاى معقول و منطقىِ رسیدن به آرمانها، خیال‌پردازى است؛ آرمانها در حد شعار باقى خواهد ماند؛ لیكن وقتى كه مسئولان كشور آرمانها را به صورت منطقى و متین دنبال كردند، مردم همراهى كردند، اینجا آنجائى است كه واقعیتهاى جامعه با آرمانها هماهنگ میشود. خب، این یك امر اساسى و یك پایه‌ى اساسى براى حركت كشور است.

من مایلم یك مقدارى از واقعیتهاى جامعه را مطرح كنم. واقعیتهائى وجود دارد كه اگر ما این واقعیتها را در محاسبات خودمان نیاوریم، قطعاً در قضاوت اشتباه خواهیم كرد؛ در انتخاب راه هم اشتباه خواهیم كرد. این واقعیتها را باید دید. البته هیچكدام از این واقعیتهائى كه من عرض میكنم، تحلیل نیست؛ همه واقعیتهاى مشهودِ پیش روى ماست.
 من قبلاً این را عرض بكنم؛ ما وقتى كه میخواهیم آرمان‌گرائىِ همراه با واقع‌بینى داشته باشیم - یعنى واقعیتها را ببینیم، بر اساس واقعیتها حركت خودمان را تنظیم كنیم - باید توجه كنیم كه به لغزشهائى كه در اینجا ممكن است پیش بیاید، دچار نشویم. لغزشگاه‌هائى وجود دارد. یك لغزشگاه، واقعیتْ‌پندارى است؛ چیزهائى را كه واقعیت ندارد، انسان واقعیت تصور كند. دشمنانى كه جبهه‌اى را در مقابل كشور ما، ملت ما، انقلاب ما تشكیل دادند، سعى میكنند واقعیت‌سازى كنند، واقعیت‌نمائى كنند، یك چیزهائى را به عنوان واقعیتهاى مسلّم در نظر ما جلوه‌گر كنند؛ در حالى كه واقعیتها آنها نیست. باید مواظب باشیم درگیر و دچار واقعیت‌سازى‌هاى خلاف واقع نشویم. فرض بفرمائید اگر چنانچه ما توان خودمان را بیشتر از واقع بدانیم، یا كمتر از آنچه كه واقعیت است، بدانیم، دچار خطا خواهیم شد؛ توان دشمن را هم اگر بیشتر از آنچه كه هست، یا كمتر از آنچه كه هست، ببینیم، دچار اشتباه محاسبه خواهیم شد. این از آنجاهائى است كه طراحان دشمن وارد میدان میشوند. شما ملاحظه كنید؛ در تبلیغات گسترده‌ى رسانه‌اىِ دشمنان ما سعى میشود توان داخلى و ملى كشور تحقیر شود و كوچك شمرده شود؛ متقابلاً توان دشمن بیش از آنچه كه هست، معرفى شود؛ این یكى از لغزشگاه‌هاست. اگر ما از آن مقدارى كه دشمن باید مورد ملاحظه قرار بگیرد، بیشتر او را محاسبه كردیم و بیشتر از او ترسیدیم، قطعاً دچار خطاى در محاسبه خواهیم شد؛ راه را عوضى خواهیم رفت؛ این یكى از لغزشگاه‌هاست.

یكى از لغزشگاه‌ها در دیدن واقعیت، برمیگردد به درون خود ما. گاهى دلبستگى‌هاى ما فلج كننده است. دلبستگى‌هاى ما موجب میشود كه ما یك چیزهائى را واقعیت بپنداریم كه واقعیت ندارد؛ در واقع خطائى است كه نفس راحت‌طلب ما یا دلبسته‌ى ما به مسائل مادى، بر ما تحمیل میكند؛ در حالى كه واقعیت ندارد.

یكى از این لغزشگاه‌ها این است كه انسان تصور كند دست یافتن به آرمانها بدون هزینه امكان‌پذیر است. ما در دوران مبارزات هم میدیدیم؛ بعضى‌ها بودند كه اهداف مبارزات را قبول داشتند، اما حاضر نبودند در راه این مبارزات هزینه‌اى بدهند، قدمى بردارند. امروز چنین كسانى هم هستند؛ تصور میكنند كه باید به هدفها رسید، بدون دادن هزینه؛ لذا آنجائى كه پاى هزینه دادن در میان است، عقب میكشند. این عقب‌كشیدن‌ها در بسیارى از موارد موجب میشود كه انسان در محاسبه اشتباه كند؛ خطى را كه باید در مقابل دشمن دنبال كند، دنبال نكند.

یك لغزش دیگر این است كه ما بخشى از واقعیتها را ببینیم، بخش دیگرى از واقعیتها را نبینیم؛ این هم موجب خطاست؛ خطاى در محاسبه را به دنبال خواهد داشت. واقعیتها را باید با هم دید و دانست.

حالا من یك تعدادى از این واقعیتها را میگویم. مدعى نیستیم كه همه‌ى واقعیتهاى كشور را در اینجا بیان خواهیم كرد؛ لیكن یك مدخلى است، میتواند چشم ما را به سوى واقعیتهاى گوناگون باز كند. ما در چه وضعى هستیم؟ كجا قرار داریم؟ چه داریم؟ چه نداریم؟ ملاحظه‌ى این واقعیتها، با قضاوتى كه بنده در این مسئله پیش خودم دارم، بسیار امیدبخش است. وقتى ما واقعیتها را كنار هم میگذاریم، اینها را ملاحظه میكنیم؛ احساس میكنیم كه راه ملت ایران به سوى آرمانهاى بلند، یك راهِ گشوده است. این راه، چالش دارد؛ اما راه باز است، بن‌بست وجود ندارد. هدف جبهه‌ى مخالف نظام اسلامى و انقلاب اسلامى و دشمن ما این است كه راه را بن‌بست نشان بدهد. خودشان هم میگویند ما بایستى این كارها را بكنیم، این فشارها را وارد كنیم، این محاصره را بكنیم، این تحریم را بكنیم، تا مسئولان جمهورى اسلامى در محاسبات خودشان تجدیدنظر كنند. من عرض میكنم؛ ملاحظه‌ى واقعیتها نه فقط موجب میشود ما در محاسبات گذشته‌مان تجدیدنظر نكنیم، بلكه ما را به درستىِ راهى كه پیمودیم و راهى كه انقلاب جلوى ما گذاشته، مطمئن‌تر میكند.

یكى از واقعیتهاى موجود كشور - كه امروز بیش از سالهاى گذشته هم این واقعیت به رخ نظام اسلامى كشیده میشود - وجود فشارها و تهدیدهاست. كشور با زورآزمائى چند قدرت و دولت مستكبر روبه‌رو است. همین طور كه مكرر عرض كردیم، طرف مقابل ما جامعه‌ى جهانى نیست، دولتها نیستند، ملتها نیستند؛ چند دولتند؛ منتها دستگاه رسانه‌اىِ قوى دارند. این چیزى كه ما باید اقرار كنیم كه آمریكائى‌ها و غربى‌ها انصافاً در این قضیه قوى هستند، قدرت رسانه‌اى است، قدرت تبلیغات به معناى پروپاگاندا است؛ همانى كه خودشان میگویند. آن چیزى كه ما اقرار میكنیم كه اینها در آن قوى هستند، قدرت تبلیغاتى و قدرت رسانه‌اى و وانمود كردن مطالبى است كه میخواهند وانمود شود. امروز اینها با توان تبلیغاتى و رسانه‌اىِ بالاى خود بشدت دارند این را تبلیغ میكنند و میگویند، و این واقعیت دارد كه چند دولتند؛ منتها با همین نیروى رسانه‌اى، خودشان را به نام «جامعه‌ى جهانى» معرفى میكنند، و دروغ میگویند؛ جامعه‌ى جهانى نیست. این یك واقعیت است.

ما با زورآزمائى چند دولت و چند قدرت استكبارى مواجه‌ایم. اینها یك سیاهى‌لشكر هم پشت سرشان دارند، كه آنها هم با ما مخالفند؛ اما آنها موجودیتى از خودشان ندارند، توانى ندارند. اگر دست حمایت قدرتى مثل آمریكا از روى سرشان برداشته شود، صفرند؛ در معادلات جهانى و بین‌المللى به حساب نمى‌آیند؛ لیكن حالا به عنوان سیاهى‌لشكر، پشت سر آمریكا و پشت سر رژیم صهیونیستى و شبكه‌ى صهیونیسم دنیا دارند حركت میكنند. این یك واقعیتى است، این در مقابل ماست، این از اول انقلاب شكل گرفته؛ كم هم نشده و افزایش هم پیدا كرده. البته در بزرگنمائىِ این واقعیت هم همه همدستند؛ این جزو همان لغزشگاه‌هاست. سعى میكنند این واقعیت را هرچه بزرگتر و شدیدتر و سخت‌تر و تلخ‌تر نشان بدهند. ما این را قبول داریم كه در مقابل ما فشار هست، تحریم هست، توانائى‌هاى اقتصادى، توانائى‌هاى سیاسى، امنیتى و امثال اینها و بخصوص رسانه‌اى پشت سر این حركت وجود دارد؛ این یك واقعیت است.

واقعیت دیگرى كه در كنار این واقعیت باید دیده شود، این است كه وانمود میشود این زورآزمائى به خاطر مثلاً مسئله‌ى هسته‌اى یا مسئله‌ى حقوق بشر است؛ و این دروغ است. دروغ بودن این ادعا، یكى از واقعیتهاست. نه اینكه ما بگوئیم این واقعیت است؛ امروز در دنیا كسى نیست كه باور كند آمریكا دنبال حقوق بشر است، دنبال حقوق ملتهاست؛ یا رژیم صهیونیستىِ نسل‌كش و كودك‌كش دنبال اجراى دموكراسى در كشورهاى دنیاست. پرونده‌ى آمریكا، پرونده‌ى رژیم صهیونیستى، پرونده‌ى همین چند قدرت كه در مقابل جمهورى اسلامى قرار دارند، از لحاظ مسئله‌ى حقوق بشر و طرفدارى از حقوق ملتها و حقوق انسانها، پرونده‌ى بسیار سیاهى است. شصت سال نسل‌كشى در فلسطین، نقض حقوق بشر نیست؟ دادن سلاح اتمى به دولت غاصب صهیونیستى، نقض صلح جهانى نیست؟ اینهائى كه این كارها را كردند، میتوانند مدعى دفاع از صلح جهانى باشند؟ دادن سلاح شیمیائى به كسى مثل صدام، نقض حقوق بشر نیست؟ كارهائى از قبیل آنچه كه در ابوغریب و گوانتانامو و افغانستان و عراق و نقاط دیگرى از دنیا به وسیله‌ى آمریكائى‌ها، به وسیله‌ى غربى‌ها، به وسیله‌ى انگلیس اتفاق افتاده است، جائى براى ادعاى دفاع از حقوق بشر باقى میگذارد؟ بنابراین اینكه اینها میگویند مقابله‌ى ما با جمهورى اسلامى براى حقوق بشر است، دروغ است؛ این هم كه میگویند مقابله‌ى با جمهورى اسلامى براى سلاح هسته‌اى است، دروغ است؛ این را ما اول با حدس بیان میكردیم، بعد در مذاكرات و مبادلات بین‌المللى براى ما روشن شد كه آنها میدانند جمهورى اسلامى دنبال سلاح هسته‌اى نیست؛ این را باور كردند و قبول دارند، و واقعیت هم همین است؛ در عین حال مسئله‌ى سلاح هسته‌اى را مطرح میكنند. پس ادعاى اینكه این فشارها، این تحریمها، این محاصره‌ها، این دشمنى‌ها و خصومتها به خاطر مسئله‌ى سلاح هسته‌اى و مسئله‌ى توان هسته‌اى است، یك دروغ است؛ این دروغ بودن هم یك واقعیت است.

واقعیت این است كه مخالفت آنها به خاطر اصل انقلاب و اصل تشكیل نظام اسلامى است. اینها در این منطقه با خیال راحت داشتند حكومت میكردند. كشورى مثل ایران با این منابع سرشار، با این امكانات فراوان، توى مشت آنها بوده است؛ هر كار میخواستند، میكردند؛ هر تصمیمى میخواستند، میگرفتند؛ از امكانات این كشور در پیشبرد مقاصد خودشان همه‌ى استفاده‌ها را میكردند، ولى الان از آن محروم شده‌اند. فقط این هم نیست؛ این حركت موجب شده است كه این داعیه و این انگیزه در دنیاى اسلام بیدار شود، كه امروز نشانه‌هایش را در شمال آفریقا و در خاورمیانه و در همه‌ى كشورها و ملتها داریم مشاهده میكنیم؛ اینها از این ناراحتند. نقطه‌ى كانونى، جمهورى اسلامى است؛ میخواهند به جمهورى اسلامى ضربه وارد كنند و این را عبرتى قرار بدهند براى دیگران؛ انگیزه‌ى واقعى این است. این هم یك واقعیت است.
 یك واقعیت دیگر این است كه این چالشهائى كه امروز براى جمهورى اسلامى وجود دارد، جدید نیست. این هم تحلیل نیست، این واقعیت است؛ این را همه مى‌بینند، مشاهده میكنند. یك روزى بود كه كشتى‌هاى نفتى و غیرنفتى ما را در خلیج فارس میزدند؛ یك روزى بود كه پایانه‌ى نفتى خارك را بمباران میكردند؛ یك روزى بود كه همه‌ى مراكز صنعتىِ موجود ما زیر چتر بمباران دشمن بود؛ اینها چیزهائى است كه به چشم خودمان دیدیم؛ ما این روزها را گذراندیم؛ اینها براى ما جدید نیست. امروز جرأت نمیكنند به جمهورى اسلامى نزدیك شوند - كه حالا عرض خواهم كرد - این هم بخش دیگرى از واقعیتهاست. یك روزى این جرأت را داشتند، مى‌آمدند، ضربه میزدند، حمله میكردند. جنگ صدام با ما كه جنگ یك دولت با ما نبود؛ جنگ بین‌المللى علیه ما بود. بنابراین، این چالشهائى كه وجود دارد - تهدید میكنند، میگویند، میشمرند، بزرگنمائى میكنند - براى جمهورى اسلامى جدید نیست. این هم یك واقعیت.

یك واقعیت دیگر این است كه نظام جمهورى اسلامى از همه‌ى این دشوارى‌ها و گردنه‌هاى سخت عبور كرده. مگر عبور نكردیم؟ مگر متوقف ماندیم؟ مگر توانستند به جمهورى اسلامى ضربه وارد كنند؟ مگر توانستند به آرمانها و اصول جمهورى اسلامى خدشه‌اى وارد كنند؟ نتوانستند. این هم یك واقعیت است. این واقعیتها باید دائماً جلوى چشم ما باشد.
 یك واقعیت دیگر این است كه ما در همین شرائط تهدید، پیشرفت كردیم. در طول این سالهاى متمادى، ما در همه‌ى حوزه‌ها جلو رفتیم؛ در حوزه‌ى دانشهاى پیچیده پیشرفت كردیم؛ در حوزه‌ى فناورى‌هاى مورد نیاز كشور پیشرفت كردیم؛ در زمینه‌ى دارو، حمل و نقل، مسكن، آب، راه، كشور پیشرفتهاى برجسته‌اى كرده؛ كه امروز بخشى از آمارها را آقاى رئیس جمهور گفتند و شما شنیدید. با وجود همه‌ى این فشارها، كشور در طول این سالها مرتب جلو رفته است. در حوزه‌ى بعضى از دانشهاى مهم و انحصارى و منحصربه‌فرد - در لیزر، در نانو، در سلولهاى بنیادى، در صنعت هسته‌اى - كشور رتبه پیدا كرده. خب، اینها الگوسازى در دنیاى اسلام است؛ این یك واقعیتى است. ما متوقف نماندیم، ما دائم پیش رفتیم. نظام جمهورى اسلامى با همه‌ى این تهدیدهائى كه وجود داشته است - از قبیل تحریم و غیرتحریم و تهدید و كارهاى گوناگونِ پیچیده‌ى امنیتى و سیاسى و غیره - این پیشرفتها را داشته است. این هم یك واقعیت است؛ این هم تحلیل نیست؛ این هم محسوساتى است كه جلوى چشم همه‌ى ماست. شما مسئولین محترم هم بهتر از آحاد مردم اینها را میدانید.

یك واقعیت دیگر این است كه كشور در مواجهه‌ى با چالشها و تهدیدها، در مقایسه‌ى با سالهاى اول انقلاب، بمراتب قوى‌تر شده. امروز ما در مواجهه‌ى با تهدیدها، از روز اول خیلى قوى‌تریم؛ هم اعتماد به نفسمان بیشتر است، هم توكلمان به خدا الحمدللّه كم نیست، هم توانائى‌هاى عینى و موجود و محسوس و ملموس ما بیشتر از گذشته است. قدرتها با همه‌ى توانشان دارند تلاش میكنند، اعتراف میكنند كه نمیتوانند پیش بروند؛ نتوانستند كار خودشان را پیش ببرند.
 یك واقعیت دیگر این است كه جبهه‌ى مقابل ما در طول این سالها ضعیف‌تر شده است. یعنى اگر ما دو نماد اصلى این جبهه را آمریكا و رژیم صهیونیستى بدانیم، و غرب را دنبال سر اینها بدانیم، واضح است كه اینها ضعیف‌تر شده‌اند. امروز رژیم صهیونیستى بمراتب ضعیف‌تر از بیست سال قبل و سى سال قبل است. بعد از حوادث شمال آفریقا و مسئله‌ى مصر، رژیم صهیونیستى بشدت تضعیف شده است؛ هم از درون دچار مشكل است، هم از بیرون مشكلات بى‌نهایتى دارد. آمریكاى امروز هم آمریكاى زمان ریگان نیست؛ اینها بمراتب عقب رفتند. در عراق وضعشان آنجورى شد؛ در افغانستان روزبه‌روز وضعشان بدتر شده است؛ در سیاستهاى خاورمیانه‌اى‌شان شكست خوردند؛ در جنگ سى‌وسه روزه، عاملشان كه رژیم صهیونیستى است، شكست خورد؛ در جنگ بیست و دو روزه، عاملشان كه رژیم صهیونیستى است، نتوانست در مقابل یك میلیون و اندى انسان بى‌دفاع كارى از پیش ببرد. اینها واقعیتهاى خیلى مهمى است. بنابراین اینها ضعیف شده‌اند. اینها نسبت به بیست سال قبل و سى سال قبل بمراتب ضعیف‌ترند. این هم یك واقعیت دیگر است.

یك واقعیت دیگر این است كه رژیمهاى مخالف نظام جمهورى اسلامى درگیر بحرانند؛ همین چند دولت غربى، خودشان و اطرافیانشان دچار بحرانند. با این بحران اقتصادى‌اى كه در اروپا وجود دارد، اتحاد اروپا جداً در تهدید است، یورو جداً مورد تهدید است. آمریكا هم به نحو دیگرى؛ كسرى بودجه‌ى فراوان، قرض فراوان، فشار مردم، حركت ضد وال‌استریت، حركت - به قول خودشان - نود و نُه درصدى. اینها حوادث مهمى است. البته وضع اروپا از آمریكا بدتر است؛ چند دولتشان سقوط كردند. الان در چندین كشور اروپائى بى‌ثباتى وجود دارد.

مشكلات آنها با مشكلات ما فرق هم میكند. مشكلات اقتصادى و بحران اقتصادى اروپا با مشكلات اقتصادى‌اى كه ما احیاناً دچارش میشویم، متفاوت است. مشكلات ما مثل مشكلات یك گروه كوهنورد است كه دارد در راهى حركت میكند. راه سختى است و البته مشكلاتى دارد؛ گاهى آب میخواهند، گاهى غذا میخواهند، گاهى مشكلات دارند، گاهى به یك مانعى برخورد میكنند؛ اما دارند طرف بالا میروند. مشكلات ما از این قبیل است. مشكلات اروپائى‌ها مثل اتوبوسى است كه زیر بهمن گیر كرده. سالها خود آنها بدون اینكه بدانند، مقدمات این مشكل را فراهم كردند. این فاصله‌هاى طبقاتى، این غلبه‌ى سازوكار ربا در مسائل مادى، این تقویت زورمندان مادى، این نفوذپذیرى از صهیونیستهاى پول‌پرست و مال‌پرست، آنها را دچار مشكلاتى كرده؛ این بهمنى است كه روى سرشان افتاده. بنابراین مشكلات آنها با مشكلات ما خیلى متفاوت است. این هم یك واقعیت است.

واقعیت دیگر، همین تحولات شمال آفریقا و تحولات مجموعه‌ى این منطقه است. در بعضى جاها این تحولات به تغییر نظامها و رژیمها منتهى شده؛ بعضى هم نشده، اما در خطرند. كه من از اینها عبور میكنم.

یك واقعیت دیگر، توان افزایش‌یافته در درون جمهورى اسلامى است. ما كشور قدرتمندى هستیم. ما كشور دارا و توانائى هستیم. از لحاظ منابع، ما در رتبه‌هاى بالاى جهانى هستیم. در بعضى از منابع، رتبه‌ى اوّلیم. در تركیب نفت و گاز، ما در دنیا اوّلیم. از همه‌ى كشورهائى كه داراى نفت هستند یا داراى گاز هستند، مجموع نفت و گاز ما بیشتر است. از لحاظ منابع و معادن اساسى، كشور غناى بالا و فراوانى دارد. از لحاظ نیروى انسانى، ما هفتاد و پنج میلیون نفر جمعیت داریم؛ این جمعیت عامل خیلى مهمى است.

من این را همین جا عرض بكنم؛ جمعیت جوان و بانشاط و تحصیلكرده و باسواد كشور، امروز یكى از عاملهاى مهم پیشرفت كشور است. در همین آمارهائى كه داده میشود، نقش جوانهاى تحصیلكرده و آگاه و پرنشاط و پرنیرو را مى‌بینید. ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر كنیم. سیاست تحدید نسل در یك برهه‌اى از زمان درست بود؛ یك اهدافى هم برایش معین كردند. آنطورى كه افراد متخصص و عالم و كارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسى كردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى كه از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا كردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران كنیم. كشور باید نگذارد كه غلبه‌ى نسل جوان و نماى زیباى جوانى در كشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطورى كه كارشناسها بررسى علمى و دقیق كردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها كارهاى علمى و دقیقِ كارشناسى‌شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما كم خواهد شد - كه امروز قاعده‌ى جمعیتى ما جوان است - و بتدریج دچار پیرى خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت كشور هم كاهش پیدا خواهد كرد؛ چون پیرى جمعیت با كاهش زاد و ولد همراه است. یك زمانى را مشخص كردند و به من نشان دادند، كه در آن زمان، ما از جمعیت فعلى‌مان كمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهاى خطرناكى است؛ اینها را بایستى مسئولین كشور بجد نگاه كنند و دنبال كنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستى تجدیدنظر شود و كار درستى باید انجام بگیرد. این مسئله‌ى افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمى است كه واقعاً همه‌ى مسئولین كشور - نه فقط مسئولین ادارى - روحانیون، كسانى كه منبرهاى تبلیغى دارند، باید در جامعه درباره‌ى آن فرهنگ‌سازى كنند؛ از این حالتى كه امروز وجود دارد - یك بچه، دو بچه - باید كشور را خارج كنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم.
 هر برهه‌اى كه ما در مقابل جبهه‌ى دشمن انعطاف نشان دادیم و با توجیه‌هائى عقب‌نشینى كردیم -  مثلاً یك وقت گفتیم بگذارید بهانه را از دست دشمن بگیریم، یك وقت گفتیم بگذارید سوءظن دشمن را از خودمان زائل كنیم - دشمن مواضع گستاخانه‌ترى علیه ما گرفته. در آن روزى كه ادبیات مسئولین ما آلوده شد به حرفها و تعبیرات تملق‌آمیز نسبت به غرب و فرهنگ غربى، در آن روز اینها ما را «محور شرارت» معرفى كردند! چه كسى؟ آن كسى كه خودش مجسمه‌ى شرارت بود. رئیس جمهور قبلى آمریكا - مجسمه‌ى شرارت - ایران اسلامى را «محور شرارت» معرفى كرد! این كِى بود؟ آن وقتى كه ما در ادبیات خودمان، در اظهارات خودمان، حرفهاى تملق‌آمیز نسبت به غرب و نسبت به آمریكا و اینها را تكرار میكردیم. اینها اینجورى‌اند. در همین قضیه‌ى هسته‌اى، آن وقتى كه ما با اینها همراهى كردیم و عقب‌نشینى كردیم - البته براى ما تجربه‌اى بود، اما این واقعیت است - اینها جلو آمدند؛ اینقدر جلو آمدند كه من در همین حسینیه گفتم اگر بنا باشد كه این روال از سوى آنها ادامه پیدا كند، من خودم وارد قضیه خواهم شد؛ و وارد قضیه شدم؛ ناچار شدیم؛ اینها كار ما نیست.
 عقب‌نشینى‌ها آنها را گستاخ‌تر كرد، طلبگارتر كرد. یك روزى بود كه مسئولین ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما ۲۵ سانتریفیوژ در كشور داشته باشیم؛ آنها گفتند نمیشود! اینها قانع شدند كه ۵ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! مسئولین ما قانع شدند كه ۳ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! امروز گزارش را شنیدید، یازده هزار سانتریفیوژ داریم! اگر ما آن عقب‌نشینى‌ها را، آن انعطافها را ادامه میدادیم، امروز از پیشرفت هسته‌اى كه هیچ خبرى نبود، به این نشاط علمى هم كه در چند سال اخیر در كشور وجود پیدا كرده - این حركت علمى، این جوانها، این ابتكارات، اختراعات، پیشرفتهاى گوناگون در بخشهاى مختلف - قطعاً لطمه میخورد؛ چون اولاً نسبت به هر یك از آنها ممكن بود یك بهانه‌اى بیاورند؛ ثانیاً حركت هسته‌اى و صنعت هسته‌اى، نماد پیشرفت یك كشور است. این هم یك واقعیت دیگر است.
 یك واقعیت دیگر هم این است كه اگر كشور در مقابل فشارهاى دشمن - از جمله در مقابل همین تحریمها و از این چیزها - مقاومت مدبرانه بكند، نه فقط این حربه كُند خواهد شد، بلكه در آینده هم امكان تكرار چنین چیزهائى دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یك گذرگاه است، این یك برهه است؛ كشور از این برهه عبور خواهد كرد. این چیزهائى كه الان آنها تهدید میكنند، تحریم میكنند، جز آمریكا و جز رژیم صهیونیستى، هیچ كس ذى‌نفع از این تحریمها نیست. دیگران را با زور و با فشار و با رودربایستى و با این چیزها وارد میدان كردند. خب، پیداست كه زور و فشار و رودربایستى نمیتواند خیلى ادامه پیدا كند - یك مدتى است - شاهدش هم این است كه مجبور شدند بیست تا كشور را از همین تحریمهاى نفتى و امثال اینها استثناء كنند! دیگرانى هم كه استثناء نشدند، خودشان مایل نیستند، و بیش از آنچه كه ما بخواهیم یا همان اندازه كه ما میخواهیم، آنها دنبال راه‌حل میگردند. بنابراین بایستى مقاومت كرد. خب، اینها واقعیتهاى ملموس است. اینهائى كه عرض كردم، هیچكدامش تحلیل نبود، ذهنى نبود؛ چیزهائى است كه مشاهده میكنیم.
KHAMENEI.IR
البته در كنار این واقعیتها، این واقعیت هم هست كه ما هنوز آن حالت لازمِ متناسب اسلامى را در میدان كار و اینها در خودمان به وجود نیاوردیم؛ یك قدرى دچار تنبلى هستیم؛ این جزو میراثهاى دوران استبداد و تسلط دیكتاتورى بر كشور است. وقتى در یك كشورى دیكتاتورى بود، مردم تنبل میشوند؛ استعدادها به میدان تجربه و عمل وارد نمیشوند. این میراث دوران استبداد است كه در ما وجود دارد. باید تنبلى را كنار بگذاریم. آن خطرپذیرى لازم در همه‌ى بخشهاى جامعه نیست. با توكل به خداى متعال، و با تدبیر و درایت لازم، باید خطرپذیرى وجود داشته باشد؛ این را باید همه داشته باشیم.

خب، اینكه ما عرض كردیم وضعیت بدر و خیبر، یعنى همین. وضعیت بدر و خیبر یعنى تهدید هست، چالش هست، اما بن‌بست نیست. در بدر امكانات كم بود، اما غلبه حاصل شد. امكانات طرف مقابل، چندین برابر؛ شاید در بعضى بخشها، غیرقابل مقایسه‌ى با امكانات جبهه‌ى اسلام بود. در خیبر سختى وجود داشت؛ رفتند مدتها آنجا ماندند؛ مقاومت دشمن شدید بود؛ اما غلبه پیدا كردند. چالش هست؛ اما در قبال چالش، توان و قدرت و استعداد و ظرفیت هم وجود دارد. این، معناى وضعیت بدر و خیبر است. اگر این ظرفیت را به میدان آوردیم، اگر نقاط ضعف را كم كردیم، پیشرفت خواهیم كرد.
 آنچه كه من در دنباله‌ى عرایضم عرض میكنم - كه دیگر وقت دارد تمام میشود و مجال نیست - این است كه برادران و خواهران عزیز! مسئولان محترم! ما باید مسائل كشور را با این دید نگاه كنیم؛ آرمانها جلوى چشم ما باشد؛ واقعیتهاى تشویق‌كننده جلوى چشم ما باشد. در مورد واقعیتهاى منفى - كه در واقع در بعضى موارد واقعیت‌سازى است، واقعیت‌نمائى است - دچار اشتباه نشویم. البته توان دشمن را دست‌كم نگیریم، سهل‌انگارى و ساده‌انگارى نكنیم. مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. شما مثل یك ریاضیدانى كه میخواهد یك مسئله‌ى مهم ریاضى را حل كند، بر سر این مسئله تلاشتان را به كار ببرید و مسئله را حل كنید. شما ریاضیدان بااستعدادى هستید؛ این هم یك مسئله‌ى ریاضى است. اینجورى باید با مسائل گوناگون برخورد كنید. خوشبختانه انسان مشاهده میكند كه همین روحیه هم در دستگاه‌هاى گوناگون وجود دارد. به مسئله‌ى اقتصاد باید با این دید نگاه كرد.

ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كردیم. همه‌ى كسانى كه ناظر مسائل گوناگون بودند، میتوانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادى بر كشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان میداد كه اینها میخواهند بر روى اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن این بود كه بر روى اقتصاد متمركز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان میتوانست مشاهده كند.
 من سال ۸۶ در صحن مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه الصّلاة و السّلام) در سخنرانىِ اول سال گفتم كه اینها دارند مسئله‌ى اقتصاد را پیگیرى میكنند؛ بعد هم آدم میتواند فرض كند كه این شعارهاى سال حلقه‌هائى بود براى ایجاد یك منظومه‌ى كامل در زمینه‌ى مسائل اقتصاد؛ یعنى اصلاح الگوى مصرف، مسئله‌ى جلوگیرى از اسراف، مسئله‌ى همت مضاعف و كار مضاعف، مسئله‌ى جهاد اقتصادى، و امسال تولید ملى و حمایت از كار و سرمایه‌ى ایرانى. ما اینها را به عنوان شعارهاى زودگذر مطرح نكردیم؛ اینها چیزهائى است كه میتواند حركت عمومى كشور را در زمینه‌ى اقتصاد ساماندهى كند؛ میتواند ما را پیش ببرد. ما باید دنبال این راه باشیم.

مسئله‌ى اقتصاد مهم است؛ اقتصاد مقاومتى مهم است. البته اقتصاد مقاومتى الزاماتى دارد. مردمى كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است. این سیاستهاى اصل ۴۴ كه اعلام شد، میتواند یك تحول به وجود بیاورد؛ و این كار باید انجام بگیرد. البته كارهائى انجام گرفته و تلاشهاى بیشترى باید بشود. بخش خصوصى را باید توانمند كرد؛ هم به فعالیت اقتصادى تشویق بشوند، هم سیستم بانكى كشور، دستگاه‌هاى دولتى كشور و دستگاه‌هائى كه میتوانند كمك كنند - مثل قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائیه - كمك كنند كه مردم وارد میدان اقتصاد شوند. كاهش وابستگى به نفت یكى دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. این وابستگى، میراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت كه امروز وجود دارد، استفاده كنیم و تلاش كنیم نفت را با فعالیتهاى اقتصادىِ درآمدزاى دیگرى جایگزین كنیم، بزرگترین حركت مهم را در زمینه‌ى اقتصاد انجام داده‌ایم. امروز صنایع دانش‌بنیان از جمله‌ى كارهائى است كه میتواند این خلأ را تا میزان زیادى پر كند. ظرفیتهاى گوناگونى در كشور وجود دارد كه میتواند این خلأ را پر كند. همت را بر این بگماریم؛ برویم به سمت این كه هرچه ممكن است، وابستگى خودمان را كم كنیم.

مسئله‌ى مدیریت مصرف، یكى از اركان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه كنند؛ كه این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ى تعادل در مصرف، بلاشك در مقابل دشمن یك حركت جهادى است؛ انسان میتواند ادعا كند كه این اجر جهاد فى‌سبیل‌اللّه‌ را دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : بیانات در دیدار كارگزاران نظام،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : علی
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 01:36 ب.ظ
Hi, I do believe this is an excellent blog. I stumbledupon it ;)
I'm going to revisit yet again since I book marked it. Money and freedom
is the best way to change, may you be rich and continue to help others.
سه شنبه 24 مرداد 1396 10:37 ق.ظ
If you are going for most excellent contents like I do, simply go to see this web
site all the time because it provides quality contents, thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر